𝚎𝚏𝚘𝚛𝚒𝚢𝚊

لایک و کامنت فراموش نشه:>

معرفی رمان جدید🤡🗿

معرفی رمان جدید🤡🗿

بزن ادامه🚶‍♂️

خلاصه داستان: 

نارین دختری15ساله بود که یک روز تصمیم گرفت بره خونه ی دوستش اما پدر و مادرش مخالفت کردن نارین انقدر اصرار کرد پدرش گفت باشه برو ولی من دنبالت نمیام نارین هم قبول کرد و رفت شب شد و نارین تصمیم گرفت برگرده خونه از دوستش خداحافظی کرد و از اونجا خارج شد اهنگی پلی کرد و زیر نم بارون کوش میکرد یکم که گذشت از کلوپ اون طرف خیابون مردی به اسم شاهو خیلی م *س*ت*کرده بود خارج شد و به سمت نارین رفت و..... 

 

 

 

 

من این رمانو کامل نوشتم تقریبا 300پارته

اگه حمایت کنید میزارمش🗿

برای پارت 1 

6لایک و 3کامنت

<-TagCount-><-PostCommentCount-><-CopyrightNotice->English به جای برچسب Label نوشته شه<-PostMoreLink->
به جای برچسب Label نوشته شه<-likeCount->
<-TagCount-><-PostCommentCount-><-CopyrightNotice->English به جای برچسب Label نوشته شه<-PostMoreLink-><-PostShareText->https://ourrrrrrrr.blogix.ir